۹ پیش بینی برای سئو در سال ۲۰۱۸

جستجوی صوتی طی 12 ماه آتی، بیش از 25 درصد جستجوهای گوگل در آمریکا را شامل خواهد شد. علی‌رغم این موضوع، حجم جستجوی دسکتاپ ثابت مانده و جستجوی موبایلی (از نوع غیرصوتی) به روند افزایشی ادامه خواهد داد.

64

طبق پیش بینی های هر ساله در سئو عمل میکنیم:

طبق سنت هرساله، پیش‌بینی‌های خودم را با معیار زیر امتیازبندی می‌کنم:

  • دقیقاً درست (مثبت ۲) – زمانی که پیش‌بینی مربوط به مسائل مالی و معیارهای اصلی برآورده شوند
  • نسبتاً دقیق (مثبت ۱) – پیش‌بینی‌ها نسبتاً صحیح بوده اما تا حدی دور از واقعیت باشند
  • نه کاملاً نادرست (منفی ۱) – آن‌هایی که به حقیقت نزدیک بوده اما بیش از اینکه «صحیح» باشند، نادرست قلمداد می‌شوند
  • کاملاً نادرست (منفی ۲) – حدس‌هایی که به حقیقت نزدیک هم نمی‌شوند

نمره‌ی صفر یا مثبت بدین معناست که پیش‌بینی‌های جدیدم را برای سال آتی انجام می‌دهم و مقدار منفی نیز بدین معناست که روزهای پیش‌بینی من به پایان رسیده‌اند. ببینیم که چه می‌شود … استرس ندارم … شما مضطرب هستید! این عرق روی پیشانی من هم … به خاطر … به خاطر این است که بیرون باران می‌آید. به‌هرحال سیاتل هست دیگر! پوف!

امتیازبندی پیش‌بینی‌های رَند (Rand) در سال ۲۰۱۷

شماره‌ی ۱: جستجوی صوتی طی ۱۲ ماه آتی، بیش از ۲۵ درصد جستجوهای گوگل در آمریکا را شامل خواهد شد. علی‌رغم این موضوع، حجم جستجوی دسکتاپ ثابت مانده و جستجوی موبایلی (از نوع غیرصوتی) به روند افزایشی ادامه خواهد داد.

مثبت ۲ – داده‌های حجم جستجوی موبایل و دسکتاپ را از طریق Jumpshot در اختیار گرفتیم. این داده‌ها نشان می‌دهند که وضع دسکتاپ تغییر چندانی نکرده و موبایل روند فزاینده را حفظ کرده است.

اما متأسفانه درصد جستجوهایی که به‌جای صفحه‌کلید یا صفحه‌نمایش از طریق صوتی انجام می‌شوند را نمی‌دانیم. برآورد من این است که ۲۵ درصد پیش‌بینی‌شده محقق نشده است، اما تا زمانی که گوگل یک عدد به‌روزشده را به اشتراک بگذارد، تنها برآوردی که در اختیار داریم آمار ۲۰ درصد برای جستجوهای صوتی از طریق موبایل است که در سال ۲۰۱۶ ارائه شده بود.

شماره‌ی ۲: گوگل کماکان بالاترین ارجاع‌دهنده برای ترافیک وب‌سایت باقی خواهد ماند، آن‌هم با آماری که بیش از ۵ برابر با دیگران فاصله دارد. نه فیس‌بوک و نه سایر منابع نمی‌توانند مانعی ایجاد کنند.

مثبت ۱ – زدم داخل هدف! اگرچه باید اعتراف کنم که پیش‌بینی دشواری نبود. شبکه‌های اجتماعی و پیشوایان تجارت الکترونیک دوست دارند مردم را داخل سایتشان نگه دارند، نه اینکه آن‌ها را رها کرده و سراغ سایت دیگری بروند. جای تعجب ندارد که گوگل به‌عنوان بزرگ‌ترین ارجاع‌دهنده‌ی ترافیک باقی بماند.

شماره‌ی ۳: فضای فناوری بازاریابی ثبات زیادی نخواهد داشت (منظور از ثبات، خروجی‌ها و ورودی‌های کمتر نسبت به سال ۲۰۱۵ یا ۲۰۱۶ است)، اما حداقل یک خروجی بزرگ یا IPO در میان تامین‌کننده‌های بزرگ نرم‌‎افزاری سئو مشاهده خواهد شد.

مثبت ۲ – تا جایی که من از طریق پایگاه داده‌ی کامل Index.co می‌دانم (پایگاهی که نسبت به Crunchbase شایسته‌ی توجه بیشتری است، زیرا مورد دوم را فاقد کیفیت کافی می‌بینم)، Martech در سال ۲۰۱۷ تقریباً نصف سال پیش ورودی داشته و از ۳۹ به ۲۲ رسیده است. درهرحال در سال ۲۰۱۷ بدرقه‌ی Yext IPO را هم داشتیم، بنابراین نمره‌ی کامل را به خودم اختصاص می‌دهم.

شماره‌ی ۴: گوگل تبلیغات جستجوی پولی را در قالب اسنیپت‌های فیچرد، گراف دانش و/یا گردونه نشان می‌دهد.

صفر – به نظر می‌رسد که گوگل در این زمینه کار چندانی را انجام نداده‌ است که به نظرم پیش‌بینی مرا نامعتبر نمی‌کند. بنابراین به خودم نمره‌ی مثبت هم نمی‌دهم، اگرچه گوگل آزمون‌ها و انواع تبلیغات خود در این زمینه را طی سال گذشته گسترش داده است.

شماره‌ی ۵: جستجوی آمازون ۴ یا بیشتر از ۴ درصد حجم جستجوی وب گوگل را تا انتهای سال در اختیار خواهد گرفت.

منفی ۲ – خیلی فاصله داشت، رَند. با توجه به داده‌های Jumpshot، به نظر می‌رسد آمازون حتی ۱ درصد از حجم جستجوی گوگل را در اختیار نگرفته است. یا در این زمینه خیلی عجله و پیش‌دستی کرده‌ام، یا اینکه جستجوهای آمازون از منظر حجمی هیچ‌گاه به این حدود نخواهند رسید، چرا که کاربران گوگل از سیستم مختص خودشان برای جستجو بهره می‌گیرند.

شماره‌ی ۶: توییتر مستقل باقی مانده و به‌عنوان ارزشمندترین و محبوب‌ترین شبکه برای منتشرکنندگان و تاثیرگذاران حوزه‌ی شبکه‌ی اجتماعی پابرجا خواهد ماند.

مثبت ۲ – با توجه به تغییر فاحشی که توییتر در این چند سال اخیر با آن مواجه شده، خودم هم از این پیش‌بینی شوکه هستم. کماکان بد نیست یک رقیب واقعی برای فیس‌بوک داشته باشیم که مستقل باقی بماند (علی‌رغم اندازه‌ی بسیار کوچک‌تر توییتر).

شماره‌ی ۷: ۱۰ نرم‌افزار موبایلی برتر در سال پیش رو تقریباً ثابت می‌مانند، به‌گونه‌ای که حداکثر یک ورودی جدید خواهیم داشت و نهایتاً ۴ یا تعداد کمتری تغییر موقعیت مشاهده خواهد شد.

مثبت ۱ – در جمله‌بندی این پیش‌بینی تا حدی متهورانه عمل کردم، اگرچه در واقعیت نسبتاً دقیق از آب درآمد. سلطه‌ی تعداد اندکی از کمپانی‌ها در دنیای اپ‌های موبایل نسبتاً بدون تغییر باقی ماند. اینجا فهرست اپ‌های برتر ۲۰۱۶ و در اینجا فهرست برتر ۲۰۱۷ آمده است. تنها تغییر واقعی افت چندپله‌ای اپل میوزیک و آمازون و همچنین خزش پاندورا و اسنپ‌چت به سمت نیمه‌ی پایین فهرست بود.

شماره‌ی ۸: ۲۰۱۷ سالی خواهد بود که گوگل به‌صورت عمومی استفاده از داده‌های تعامل کاربر را به‌عنوان ورودی سیستم رتبه‌بندی خود تایید خواهد کرد، نه اینکه صرفاً از این داده‌ها برای تعلیم/نکته‌برداری بهره بگیرد.

منفی ۲ – باید متوجه می‌شدم که گوگل به بهره‌برداری از داده‌های تعامل کاربر برای رتبه‌بندی ادامه خواهد داد، اما به‌صورت باز و عمومی در مورد آن صحبت نخواهد کرد. آن‌ها هیچ منفعتی از صداقت نخواهند برد و در صورت اعلان عمومی، امکان دارد اسپمرها و دستکاری‌کننده‌ها اقدام به تقلید جستجو و کلیک برای رتبه کنند (رویه‌ای که متأسفانه در دنیای سئوی کلاه‌خاکستری ظهور پیدا کرده و با کمال تأسف، گاهی اوقات جواب می‌دهد).

امتیاز نهایی

مثبت ۴ – خیلی هم خراب نکردم، بنابراین به این سنت ادامه می‌دهم تا ببینم وضع ۲۰۱۸ چه می‌شود. می‌خواهم پیش‌بینی‌های امسال را اندکی بی‌قیدتر و متهورانه‌تر انجام دهم تا همه‌چیز جذاب باقی بمانند.

۹ پیش‌بینی رَند برای ۲۰۱۸

شماره‌ی ۱: مجموع کلی کلیک‌های ارگانیکی که گوگل ارجاع می‌دهد تا انتهای سال تقریباً ۵ درصد کاهش خواهد یافت.

در سال ۲۰۱۷، شروع یک الگوی نگران‌کننده را مشاهده کردیم – کلیک‌های کمتری که توسط جستجوی گوگل بر روی دسکتاپ و موبایل ایجاد می‌شوند. فکر نکنم این موضوع مقطعی بوده باشد. بنا به برآورد من، اقدامات گوگل در زمینه‌ی اسنیپت‌های فیچرد، پنل‌های دانش و جواب‌های آنی بهتر در مجموع صفحات نتایج جستجو به همراه تبلیغات فزاینده و کاهش رشد جستجو (حداقل در آمریکا)، فرصت سئو در سال ۲۰۱۸ اندکی نسبت به ۲۰۱۷ اندکی کمتر خواهد شد.

فکر نمی‌کنم این رویه در طولانی‌مدت روند تسریع‌شده به خود بگیرد (یعنی یقیناً به پایان سئو نمی‌رسیم، صرفاً زمانه‌ای است که رقابت فزاینده برای تعداد فرصت‌های کلیک کمتر شکل خواهد گرفت).

شماره‌ی ۲: توییتر و لینکداین، هر دو گام‌های فعالی برای کاهش مقدار ترافیک ارجاعی‌شان به سایت‌های دیگر برمی‌دارند.

فیس‌بوک، اینستاگرام و اسنپ‌چت همگی به‌صورت الگوریتمی یا ساختاری کلیک‌های خارج از پلتفرمشان را محدود کرده و در نتیجه پیشرفت کردند. به نظرم در سال ۲۰۱۸، توییتر و لینکداین هم گام‌های خودشان را برای محدود کردن محتواهای لینک‌دار و همچنین محدود کردن میزان مشاهده‌ی لینک‌های بیرونی در پلتفرمشان برخواهند داشت تا برای محتوایی که افراد را داخل سایت‌هایشان نگه می‌دارند، ارزش بیشتری قائل شوند.

شماره‌ی ۳: یک یا چند تامین‌کننده‌ی نرم‌افزار بزرگ سئو به‌واسطه‌ی افزایش فشار از طرف گوگل و رقابت سنگین، بسته خواهند شد.

کنسول جستجوی گوگل هرچند با قدم‌های کوچک رو به پیشرفت می‌رود. گوگل در زمینه‌ی دشوار کردن رهگیری رتبه‌بندی رویکرد تهاجمی‌تری به خود می‌گیرد (برخی از همکاران این حوزه که با آن‌ها دوستم می‌گویند که رهگیری رتبه در سه‌ماهه‌ی پایانی سال ۲۰۱۷ همانند مشتی در شکم بود) و زمینه‌ی نرم‌افزاری سئو نیز به شکلی افراطی و متراکم با رقبای گوناگون اشغال شده است. برآوردم این است که حداقل ۱۰ شرکت نرم‌افزاری بزرگ در زمینه‌ی سئو بالای ۱۰ میلیون دلار آمریکا درآمد سالیانه دارند (Deepcrawl، SEMRush، Majestic، Ahrefs، Conductor، Brightedge، SISTRIX، GinzeMetrics، SEOClarity و Moz) و احتمالاً ۴ یا ۵ مورد دیگر هم هستند که آن‌ها را دست‌کم می‌گیرم (در سئوی محلی، Yext سهم بزرگی دارد و ۳-۴ رقیب آن‌ها نیز بالاتر از ۱۰ میلیون را دارند).

پیش‌بینی می‌کنم این ترکیب از عوامل در نهایت باعث شوند که ۲۰۱۸ یک یا چند قربانی (احتمالاً کسب درآمد کمتر از حد نیاز نه ورشکستگی کامل) در فضای نرم‌افزار سئو ایجاد شود.

شماره‌ی ۴: الکسا شروع به کسب سهم گوگل از بازار خواهد کرد، علی‌الخصوص از طریق دستگاه‌هایی که صفحاتی نظیر Echo Show دارند.

دستگاه‌های جستجوی صوتی مفید هستند، اما به خاطر نداشتن صفحه‌نمایش تا حدودی محدودیت دارند. Echo Show اولین ضربت برای حل این مشکل است و به نظرم در سال ۲۰۱۸، دستگاه‌های بهتر و بیشتری را به همراه کاربرد به‌شدت بهتر مشاهده خواهیم کرد. حتی پیغام «الکسا، عکسی از رادنی دانگرفیلد در سال ۱۹۶۵ را به من نشان بده (می‌‎بینی رَند، بهت گفتم که قبلاً خوش‌تیپ بوده!)». تعداد زیادی از جستجوهای ساده‌ای که امروز در گوگل و بخش تصاویر آن انجام می‌شوند را از بین می‌برد (همین بخش تصاویر یکی از غول‌های خفته‌ی دنیای جستجوی امروز است).

شماره‌ی ۵: یکی از غول‌های غیرگوگل در عرصه‌ی فناوری به یک رقیب جدی‌تر برای یوتیوب تبدیل خواهد شد.

آمازون با گوگل دشمنی دارد و روند کاهشی یوتیوب در برخی دستگاه‌های خاص از دید کمپانی‌های فناوری بزرگ پنهان نخواهد ماند. به نظرم در ۲۰۱۸، این امر باعث می‌شود که سرمایه‌گذاری بر روی رقیبی که میزبان پلتفرم ویدئویی باشد انجام بگیرد. این امر به معنای سرمایه‌، زمان، توجه و فرصت زیاد برای برخی از شرکت‌کنندگان بزرگ در این عرصه است، نه اینکه صرفاً نوک انگشتشان را در آب فرو کنند.

نکته‌ی جانبی: اگر من یک سرمایه‌گذار بودم، جلسات و دلارهای زیادی را صرف استارت‌آپ‌هایی می‌کردم که به اینجا ختم می‌شوند. به نظرم میزان ورودی به‌عنوان یک رویکرد کلیدی در نزد فیس‌بوک، آمازون یا مایکروسافت محسوب می‌شود تا ریسکشان را کاهش دهند.

شماره‌ی ۶: شبکه‌ی مخاطبین فیس‌بوک (که به منتشرکنندگان اجازه می‌دهد تبلیغات فیس‌بوکی خود را در سایت‌هایشان منتشر کنند) به سرمایه‌ی موردنیاز خود خواهد رسید و به‌عنوان یک وب‌سایت جدی در زمینه‌ی تبلیغات فناوری تبدیل خواهد شد.

تبلیغات فیس‌بوک در وب باید به بزرگی یا حتی بزرگ‌تر از سایر کارهایی باشد که گوگل در این حوزه انجام می‌دهد، زیرا کارکردهای وب بیش از نتایج صفحات جستجو به فیس‌بوک علاقه دارند و فیس‌بوک داده‌های لازم برای ساخت تبلیغات مرتبط و باکیفیت را در اختیار دارد. متأسفانه آن‌ها طی چند سال اخیر سرمایه‌گذاری اندکی بر روی شبکه‌ی مخاطبین انجام داده‌اند و به نظرم استفاده از فیس‌بوک در کشورهای درحال‌توسعه به تعادل رسیده و اگر کمپانی می‌خواهد میزان مشاهده‌ و بازدهی تبلیغاتش را افزایش دهد، همین الان وقتش است.

شماره‌ی ۷: اپ‌های موبایل به‌واسطه‌ی پیش‌فرض برندها، سازمان‌ها و استارت‌آپ‌های گوناگون در زمینه‌‌ی سرمایه‌گذاری بر روی وب موبایل کم‌رنگ خواهند شد؛ PWAها و وب‌سایت‌های با اولویت موبایل به‌صورت عمده جای آن‌ها را خواهند گرفت.

این گفته را به نام خودم می‌زنم. اپ‌های موبایل برای ۹۵ درصد از کمپانی‌ها و سازمان‌هایی که می‌خواهند عملکرد خوبی در وب داشته باشند، تصمیمی اشتباه است. تقریباً همه‌ی افراد هم‌اکنون این موضوع را فهمیده و با آن موافق هستند. PWAها (و وب‌سایت‌های سرراست برای موبایل) آن‌هایی هستند که پیشی می‌گیرند. نمی‌توان گفت که اپ‌استورها دیگر درآمد نداشته و از آن‌ها دانلود نمی‌شود – باز هم دانلود خواهد بود. اما نصب‌ها و دلارها به سمت تعداد اندکی از اپ‌ها و توسعه‌دهندگانشان که در بخش‌های بالای نمودار هستند جریان پیدا می‌کنند، درحالی‌که بخش‌های پایین نمودار (که هیچ‌گاه یارای رقابت نداشتند) محو می‌شوند.

نکته‌ی جانبی: بازی‌ها احتمالاً یک استثنا هستند (اگرچه Nintendo Switch در سال ۲۰۱۷ ثابت کرد که موبایل تنها یا بهترین پلتفرم برای بازی نیست).

شماره‌ی ۸: وردپرس به سلطه‌ی خود بر روی سایر CMSها ادامه خواهد داد و استفاده‌ی خود را از ۲۵ درصد به بالاتر از ۳۵ درصد سایت‌های میلیونی رده‌بالای وب افزایش می‌دهد.

درحالی‌که بستگی دارد چه چیزی را «وب» در نظر بگیرید، اما شکی نیست که وردپرس تقریباً بر تمامی CMSهای بازار سلطه داشته و غالب موارد را در چند میلیون سایت محبوب‌تر وب در اختیار دارد. به نظرم ۲۰۱۸ سالی است که وردپرس برتری خود را افزایش می‌دهد، زیرا رویکرد آن‌ها در زمینه‌ی سرمایه‌گذاری بر روی رشد و بازاریابی تهاجمی‌تر شده و ثانیاً هیچ‌کس نمی‌تواند یک جایگزین مناسب (رایگان) برای آن‌ها باشد.

بالای ۳۵ درصد یک قدم جسورانه است، اما افراد زیادی را می‌بینم که بنا به دلایل زیادی سایر پلتفرم‌ها را رها کرده و به خاطر انعطاف‌پذیری، ساختار هزینه، توسعه‌پذیری و اکوسیستم قدرتمند افزونه‌ها، تامین‌کننده‌های هاست، گزینه‌های امنیتی و توسعه‌دهنده‌ها به سمت وردپرس می‌آیند.

شماره‌ی ۹: آمریکا کم‌کم درد پایان «اصل بی‌طرفی اینترنت» را احساس خواهد کرد که پیامدهایی همچون بدتر شدن اتصال اینترنت، محدودیت‌های بیشتر و وبی که کمتر رایگان و باز است را در پی دارد.

تراژیک است که نبرد حفظ پشتیبانی‌های «عنوان ۲» در زمینه‌ی بی‌طرفی شبکه را در آمریکا واگذار کردیم و اخبار مربوط به این حوزه هم همواره ناامیدکننده‌تر می‌شوند. همین اواخر بود که کمیسیون ارتباطات فدرال ترامپ اعلام کرد که ارتباطات بسیار کندتر را هم تحت عنوان «پهنای باند وسیع» در نظر می‌گیرند، بنابراین قانون نیازمندی‌‍‌های لازم برای «نفوذ» و «دسترسی» کاهش پیدا کرده و به سرعت اینترنت موبایل محدود می‌گردد.

شاید الان نتوان این موضوع را درک کرد، اما تا انتهای سال ۲۰۱۸، به نظرم مشکلات مربوط به سرعت متوسط پایین‌تر و محدودیت‌های بهره‌برداری از وب (همانند مسائلی که پیش از پشتیبانی‌های «عنوان ۲» با مسدود کردن خدمات و سایت‌های محبوب توسط ورایزن و تی‌موبایل مشاهده کردیم) را حس خواهیم کرد. در واقع گمانه‌زنی من این است که برخی ISPها برای مسدود کردن ماینینگ ارزهای مجازی، مبادله یا حتی استفاده از آن تلاش خواهد کرد.

به نظرم در گذر زمان آمریکا دسترسی به اینترنت را به‌صورت لایه‌ای مشاهده خواهد کرد، در جایی که ۱۰ درصد از برترین کاسبان درآمد آمریکایی (و افرادی که در شهرها و استان‌هایی حضور دارند که قوانین بی‌طرفی شبکه‌ی خود را اجرا می‌کنند) دسترسی بهتر و ارزان‌تری را به اینترنت خواهند داشت (احتمالاً با قیمت رقابتی‌تر).

حال زمان بازخورد شما فرا رسیده است! می‌خواهم بدانم:

  • کدام‌یک از این پیش‌بینی‌ها را بیش از بقیه دوست دارید؟
  • کدام مورد را عجیب‌تر می‌بینید؟
  • به نظرتان کدام پیش‌بینی واضح را نادیده گرفته‌ام ؟

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج + نه =