مارک زاکربرگ کجاست؟

در پی هرج‌ومرج‌ها و مشکلات قانونی که پس از رسوایی «کمبریج آنالیتیکا» برای کمپانی به وجود آمده، رهبر فیس‌بوک بدون توجیه از نظرها پنهان شده است.

106

در پی هرج‌ومرج‌ها و مشکلات قانونی که پس از رسوایی «کمبریج آنالیتیکا» برای کمپانی به وجود آمده، رهبر فیس‌بوک بدون توجیه از نظرها پنهان شده است.

چیزی حدود 10 روز پیش، داستان‌های خبری بزرگی از سوی گاردین، نیویورک تایمز و تلویزیون بریتانیا در زمینه‌ی کمبریج آنالیتیکا منتشر شدند و به اطلاع فیس‌بوک رسیدند. این داستان‌ها ادعا می‌کردند که کمپانی مدل‌های اولیه‌ی خود از رای‌دهندگان آمریکایی را با استفاده از داده‌های مستخرج از فیس‌بوک ساخته است. استخراج این داده‌ها با اپ خاصی که توسط محقق روانشناسی کمبریج نوشته شده انجام گرفته است. زمانی هم که از وجود چنین داده‌هایی اطلاع داده شد، می‌توان پاسخ کمپانی را در بهترین حالت نوعی ظاهرسازی تلقی کرد.

این داستان‌ها جمعه‌ی پیش منتشر شدند و از همان زمان و پس از باز شدن بازارها در این هفته، تعداد اشتراک‌های فیس‌بوک روند نزولی گرفته‌اند. سوالات زیادی در مورد این داده‌ها و بازدهی تکنیک‌هایی که کمبریج آنالیتیکا به ادعای خود از آن‌ها بهره گرفته وجود دارند. البته صحبت از نقش روس‌ها نیز می‌شود.

اما مهم‌ترین پرسش‌ها در مورد فیس‌بوک هستند. فایننشال تایمز بدون بازی با کلمات این سرمقاله را منتشر کرده است: «چرا پس از افشای این بهره‌برداری از داده‌ها، فیس‌بوک اقدام قابل توجهی را انجام نداد؟ … چه کسی مسئول این افشای داد‌ها است؟ … چرا اصلاً فیس‌بوک باید تبلیغات سیاسی را بپذیرد؟ … آیا نباید افرادی که صرفاً به جامعه‌ی مدنی اهمیت می‌دهند، فیس‌بوک را ترک کنند؟».

این فایننشال تایمز است که چنین سوالاتی را می‌پرسد!

نسخه‌های دیگری از همین سوالات از سرتاسر دنیا مطرح شده‌اند و پاسخ فیس‌بوک تا به اینجا … تقریباً هیچ بوده است. مدیر اجرایی فیس‌بوک، اندرو بوسورث از توییتر و صفحه‌ی فیس‌بوک خود بیرون آمده تا به این سوالات پاسخ نگوید. مامور ارشد امنیت فیس‌بوک، الکس استاموس از توییتر برای بیان افکار خود استفاده کرده و سپس توییت‌ها را حذف کرد و همین دیروز بود که نیویورک تایمز گزارش اخراج او از کمپانی را منتشر نمود، آن‌هم در پی اختلافاتی که بر سر نحوه‌ی پاسخ‌گویی عمومی به شایعاتی که پیرامون کمپانی وجود داشت.

این داستانی است که دقیقاً به دل نقش فیس‌بوک در جامعه‌ی مدنی اصابت می‌کند، نقشی که سال‌هاست مطرح بوده و بازدهی تبلیغات سیاسی فیس‌بوک در مطالعات موردی رسمی را افزایش می‌دهد و دسترسی ویژه‌ای به داده‌های کمپانی را برای محققین فراهم می‌کند تا بتوانند به مطالعه‌ی تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر مردم بپردازند. فیس‌بوک می‌خواست همه‌جا و در همه‌ی اتفاقات حضور داشته باشد و توانسته بود به شکلی موثر بیشترین سهم را از زمان سپری‌شده‌ی افراد بر روی اینترنت ببرد.

مارک زاکربرگ در اکتبر 2013 و برای فراخوانی سرمایه‌گذاران گفته بود: «هر روز مردم میلیاردها محتوا را در فیس‌بوک ارسال کرده و ارتباطات به شکل گراف شکل می‌گیرند. در این راستا، آن‌ها کمک می‌کنند که شفاف‌ترین مدل‌ها از کلیه‌ی اتفاقات رخ‌داده در سرتاسر دنیا فراهم گردد».

اما هم‌اکنون عواقب تمایل فیس‌بوک به «مدل کردن کلیه‌ی اتفاقات» روشن شده است. با توجه به چرخه‌ی خبری فعلی، کمپانی از اعتراف در مورد مشکلات سر باز می‌زند.

مارک زاکربرگ کجاست؟ شریل سندبرگ کجاست؟ و از آن مهم‌تر: از سال 2016 آن‌ها کجا بوده‌اند؟ هر آن چیزی که در روزهای اخیر مطرح شده برای فیس‌بوک تازگی ندارد. آن‌ها ماه‌ها و در برخی موارد سال‌هاست که از این موضوع خبر دارند. آن‌ها سیستمی را ساختند که مجوز خروج داده از فیس‌بوک را می‌دهد و نظارت بسیار ملایمی هم بر این فرایند صورت می‌گیرد. آن‌ها سیستمی ساختند که اجازه‌ی تبلیغات سیاسی سیاه را می‌دهد. و از آن مهم‌تر، آن‌ها سرویسی ساختند که این مخازن عظیم داده و ابزارهای استفاده از آن‌‍‌‎ها را می‌سازد تا توان دسترسی به میلیاردها انسان به وجود بیاید.

این چیزی است که آن‌ها ساخته‌اند. این‌ها مشکلات مدیریتی هستند که در زمان سلطه بر بازار رخ می‌نمایانند. مارک زاکربرگ سرویس و ساختار شرکتی را ساخته که قدرت را در محوریت خودش قرار می‌دهد. بدین ترتیب ما انتظار شفافیت را از زاکربرگ داریم، چون در این ساختار نمی‌توان از فرد دیگری اطلاعات شفاف دریافت کرد.

شاید می‌توانستیم بیانیه‌ی عمومی مارک زاکربرگ در ابتدای سال 2017 را (که به شکلی معنادار از طریق فیس‌بوک منتشر شد) در واکنش به اتفاقات کنونی بخوانیم. درهرحال او از اکثر مواردی که تا آن زمان گزارش شده بودند اطلاع داشت. اما باز هم کلمه‌ی تبلیغات در 6 هزار واژه‌ی او ظاهر نشدند.

زاکربرگ چه همان موقع و چه هم‌اکنون، هیچ‌گاه چشم‌انداز ایدئال فیس‌بوک به‌عنوان یک جامعه‌ی عمومی با کسب‌وکاری که در رأس آن ایجاد کرده‌اند را برآورده نکرده است. میزان تاثیرات ساده‌لوحانه‌ای که بنا به ادعاهای عمومی زاکربرگ مطرح می‌شود، پیش‌تر مسخره بود و هم‌اکنون جنبه‌ی خطرناکی به خود گرفته است.

انگار بازارها به این موضوع اهمیت نمی‌دادند. اشتراک‌های فیس‌بوک در طول 18 ماه گذشته و با این هجمه‌ی رسانه‌ای باز هم حرکت خارق‌العاده‌ای داشته‌اند. انگار هیچ اهمیتی وجود نداشت.

اما بنا به دلایلی این دوشنبه اوضاع تغییر کرد. تنظیم‌کنندگان اروپایی و حتی آمریکایی‌ها در حال حرکت هستند. شاید زاکربرگ باید از همین فرصت استفاده کرده و فیس‌بوک را به‌جای یک جامعه‌ی جهانی، یک شرکت جهانی و عمومی بنامد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 1 =